پوریا پیریه، مدیر ارشد برنامهریزی و کنترل پروژه «راهبرد هوشمند شهر»، در یادداشتی با عنوان «از کنترل پروژه تا حکمرانی عملکرد» در شماره ۱۴۸ «رسانه پیوست» (شهریور ۱۴۰۵)، نگاهی تحلیلی به تحول مدیریت عملکرد در شرکتهای زیرساختی، محدودیت شاخصهای سنتی کنترل پروژه و ضرورت حرکت از «کنترل پروژه» به سمت «حکمرانی عملکرد» ارائه کرده است. متن کامل این یادداشت را در ادامه میخوانید.
در شرکتهای زیرساختی، موفقیت همیشه با پایان یک پروژه معنا پیدا نمیکند، بلکه تداوم بیوقفه خدمات و پایداری سامانهها، معیار واقعی عملکرد را شکل میدهد. همین تفاوت، شاخصهای سنتی مدیریت پروژه را با چالشی جدی روبهرو کرده است، زیرا زمان، هزینه و پیشرفت پروژه، دیگر بهتنهایی نمیتوانند تصویری دقیق از عملکرد سازمان ارائه دهند. مدیریت عملکرد امروز از کنترل پروژه فراتر رفته و به سمت حکمرانی عملکرد حرکت میکند.
ارزش، پس از تحویل پروژه آغاز میشود
شرکتهای زیرساختی بیش از آنکه با پروژههای به پایان رسیده شناخته شوند، با کیفیت خدماتی شناخته میشوند که هر روز ارائه میکنند. اختلالی که رخ نمیدهد، سامانهای که از دسترس خارج نمیشود و خدمتی که بدون وقفه ادامه پیدا میکند، بخش مهمی از ارزش این سازمانها را شکل میدهد. چنین دستاوردی در گزارشهای متداول پروژه بهسادگی قابل اندازهگیری نیست، چراکه اثر واقعی زیرساخت، پس از پایان پروژه و در جریان بهرهبرداری آشکار میشود. همین تفاوت، مدیریت عملکرد را از یک فرآیند کنترلی به موضوعی اصلی تبدیل میکند.
شاخصها دیگر روایتگر موفقیت نیستند
زمان، هزینه و محدوده پروژه، سالها ستون اصلی ارزیابی عملکرد محسوب میشدند و نقش مهمی در ایجاد نظم اجرایی ایفا میکردند. افزایش پیچیدگی زیرساختهای فناوری، وابستگی روزافزون خدمات به سامانههای دیجیتال و تغییر انتظارات ذینفعان، محدودیت این الگو را آشکار کرده است. پروژهای که مطابق برنامه به پایان میرسد، اگر نتواند کیفیت خدمات، تابآوری عملیاتی یا قابلیت اتکای سازمان را ارتقا دهد، ارزش مورد انتظار را محقق نمیکند. فاصله میان تحویل پروژه و خلق ارزش، امروز به یکی از مهمترین چالشهای مدیریت عملکرد تبدیل شده است.
مدیریت عملکرد، در آستانه یک تغییر پارادایم
فضای فعالیت شرکتهای زیرساختی با نوسانات اقتصادی، محدودیت منابع، پیچیدگی زنجیره تأمین، الزامات امنیتی و ضرورت تداوم خدمات تعریف میشود. چنین محیطی، گزارش وضعیت گذشته را برای تصمیمگیری کافی نمیداند. مدیران امروز به شاخصهایی نیاز دارند که روندها را تحلیل کنند، ریسکها را پیش از تبدیل شدن به بحران نشان دهند و آثار تصمیمهای مدیریتی را آشکار سازند. مدیریت عملکرد زمانی اثربخش خواهد بود که علاوه بر توصیف وضعیت موجود، توان هدایت تصمیمهای آینده را نیز در اختیار مدیران قرار دهد.
حکمرانی عملکرد، زبان مشترک تصمیمسازی
حکمرانی عملکرد از دل همین نیاز شکل میگیرد. شاخصهای کلیدی عملکرد همچنان جایگاه خود را حفظ میکنند، اما معیارهایی مانند تابآوری عملیاتی، بلوغ فرایندها، کیفیت مدیریت ریسک، دسترسپذیری خدمات، همراستایی پروژهها با اهداف راهبردی و کیفیت دادههای مدیریتی نیز به بخشی از نظام ارزیابی تبدیل میشوند. کنار هم قرار گرفتن این شاخصها، تصویری جامعتر از سلامت سازمان ارائه میدهد و تصمیمگیری را از اتکا به گزارشهای توصیفی، به سمت تحلیلهای راهبردی هدایت میکند.
مأموریت تازه برنامهریزی و کنترل پروژه
جایگاه واحدهای برنامهریزی و کنترل پروژه نیز متناسب با این تحول تغییر میکند. ثبت پیشرفت پروژهها و تهیه گزارشهای دورهای، تنها بخشی از مسئولیت این واحدها را تشکیل میدهد. تحلیل پرتفوی پروژهها، شناسایی نقاط بحرانی، ارزیابی آثار تصمیمهای مدیریتی و تبدیل دادههای عملیاتی به بینش مدیریتی، نقش تازهای برای این حوزه ایجاد میکند. چنین رویکردی، برنامهریزی و کنترل پروژه را از یک واحد نظارتی به یکی از ارکان تصمیمسازی سازمان تبدیل میکند.
آینده از آن سازمانهای دادهمحور و تابآور است
شاخصهای سنتی همچنان بخشی از نظام مدیریت پروژه باقی خواهند ماند، اما دیگر معیار نهایی موفقیت نخواهند بود. آینده شرکتهای زیرساختی به سازمانهایی تعلق دارد که میان راهبرد، پروژه، عملیات و داده پیوندی منسجم ایجاد میکنند و موفقیت را با خلق ارزش پایدار، افزایش تابآوری، تداوم خدمات و کیفیت تصمیمهای مدیریتی میسنجند. گذار از کنترل پروژه به حکمرانی عملکرد، تغییر چند شاخص مدیریتی نیست، بلکه نشانه بلوغ سازمانی است که ارزش واقعی خود را در استمرار خدمت، نه صرفاً در پایان پروژه، جستوجو میکند.
آنچه در این یادداشت مورد واکاوی قرار گرفت، تغییر نگاه به مفهوم موفقیت در شرکتهای زیرساختی است؛ جایی که پایان پروژه، پایان خلق ارزش نیست و تداوم خدمت، پایداری سامانهها، تابآوری، امنیت و کیفیت تصمیمگیری اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این مسیر، مدیریت عملکرد از سنجش شاخصهای سنتی فراتر رفته و با پیوند میان راهبرد، پروژه، عملیات و داده، به سمت حکمرانی عملکرد حرکت میکند؛ رویکردی که میتواند واحدهای برنامهریزی و کنترل پروژه را از نقش صرفاً نظارتی به جایگاهی مؤثر در تحلیل و تصمیمسازی ارتقا دهد و سازمان را برای خلق ارزش پایدار و مواجهه هوشمندانهتر با آینده آماده کند.